دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385
این هم کیک تولدم
تشکر می کنم ازت که تولدم رو یادته! عباس این هم کیک تولدمه مامانم منو شوکه کرد با این کارش می دونی یهو کیک رو گذاشت روی میز و گفت این هم یه پیانو برای تو! دیدی به قولم عمل کردم و روز تولدت یه پیانو برات خریدم!

یکشنبه بیستم اسفند 1385
(تولدت مبارک حسین)20 اسفند
سلام به حسین عزیز. من تولدت را بهت تبریک میگم و در ضمن از اون هدیه ای که برای من نوشتی ممنون آهنگو میگم واقعاً در عین سادگی که داشت و فقط یه ملودی بود که هنوز تنظیم نشده خیلی قشنگه و این با ارزش ترین هدیه ای بود که به من دادی چون در اول کار وقتی می بینم تو برای تولدم ملودی می نویسی و علاقه نشون میدی خیلی خوشحاتم حیف که من نتهای ترکی که نوشتی رو ندارم وگرنه برات تنظیم میکردم و برای روز تولدت تنظیم شدشو بهت می دادم. تولدت را بهت تبریک میگم که امروز(20 اسفند) هست در ضمن درسته که حدوداً یه ده روزیه هم دیگرو ندیدیم مگه این مشکلات میزاره دوباره عید اومدو هزار تا دردسر ولی کادوی تولدت پیش من محفوظه اون چیزی رو که می خواستی برات میخرم خودم میارم تقدیم میکنم.
در ضمن لینک نظرو برای آهنگ تولدم که ساختی برای این نوشته فعال میزارم چون بالاخره یه کاره جدیده و باید نظرای دیگرانو دونست من که خیلی خوشم اومد.
قسمت نمیشه انگار دسته تو رو بگیرم
برای آخرین بار برای تو بمیرم
تولدت مبارک
جمعه هجدهم اسفند 1385
تولد عباس
ای وای تولد عباس یادم رفت!
آخه می دونی چیه؟ پارسال برای تولدم هدیه داده بود و می خواستم سال بعد جبران کنم. یادم رفت!
حیف! حالا شانس اوردم که هنوز توی همون روز بودم (17 اسفند) که یادم اومد. این آهنگ رو تقدیم می کنم به عباس برای روز تولدش و نظر دهی رو هم غیر فعال می کنم چون که مال عباسه برا من نیست که باهاش خودمو بسنجم و از نظرات شما بهره ببرم. اگه عباس یه روزی خواست نظر بذاره می تونه یه مطلب جدید بنویسه.
خیلی عجله داشتم تا آهنگ رو تنظیم کنم چون می خواستم تاخیر بیشتر از یک روز نباشه و نتونستم هنوز خوب اون رو تنظیم کنم. تا دیر وقت بیدار بودم ولی دوباره کار نهایی رو می ذارم تو لوگ.
پنجشنبه سوم اسفند 1385
تعهد کاری
دیروز من به حسین زنگ زدم برای اینکه کاربردی جدید از یک برنامه ی کامپیوتری پیدا کرده بودم ولی حسین ناراحت بود علتش رو از اون پرسیدم گفت یک مطلب در یکی از سایتها خونده بود و در مورد بعضی از گروههای موسیقی میگفت که بعد از مدتی این گروها به علت نداشتن تفاهم فکری و کاری از هم متفرق میشن و هر کدوم برای خودشون کار میکنن که این موضوع ذهن حسین رو مشغول کرده بود.یه قرار توی یکی از پارکها با من گذاشت و برای اینکه در مورد این موضوع صحبت کنیم و تعهد کاری به هم دیگه که تا جایی که توانشو داریم با هم کار کنیم و در آینده دچار مشکل نشیم و ما برای این نوشته را توی این لوگ گذاشتیم که اگه روزی دچار مشکل شدیم این نوشته برای ما سندی باشه و دوباره به یاد آورنده ای از گذشته و خاطرات باشه.
قرار شد که حسین آهنگ بسازه و بخونه و منم کل کارهای مربوط به صدا(مهندسی، میکس و....) و گیتار آهنگهاشم قرار شد من کار کنم.