تبليغاتX
با یک کوک - به جای مقدمه

چهارشنبه یازدهم بهمن 1385

به جای مقدمه

    از امروز من و دوستم تصمیم گرفتیم که خاطرات مشترکمون رو بنویسیم و برای همین اومدیم و یه وبلاگ ساختیم چون که:

    ۱. هیشه در دسترسه!

    ۲. از هر کجا که بخوایم می تونیم خاطره رو وارد کنیم.

    ۳. نیازی به قلم نیست و برا نوشتن همیشه جا هست و صفحات تموم نمی شه.

    ۴. هر وقت خواستیم می تونیم اون رو بخونیم.

    ۵. و هر کدوممون می تونیم از خونه هامون این صفحه رو پر کنیم.

    این تصمیم موقعی گرفته شد که من و عباس توی یکی از کافی شاپ های تهران شیر قهوه می خوردیم. من گفتم ای کاش می شد همه ی این خاطرات رو نوشت. که یهو به کلم زد که یه لوگ بسازیم؛ یه وبلاگ گروهی! موافق بود ولی گفت مگه می شه؟ وبلاگ گروهی؟ خب اگه هم بشه، چه عنوانی داشته باشه؟

    عباس گفت: پت و مت خوبه؟ اصلاً بیا پنج هزار تومن مایه بزاریم و یه هاست بخریم. می تونیم! نه؟ بهش گفتم خیلی سخت می شه! مدیریت می خواد و ... .

    از این به بعد هم خاطرات یه آهنگ ساز و یه میکسر رو توی این لوگ می نویسیم. حسین یه آهنگ ساز و عباس یه میکسر صدا! من می خوام یه کیبورد بخرم و اون هم خیلی گیتار رو دوست داره. حالا ببینیم چی می شه خدا بزرگه! نه؟

نوشته شده توسط حسین (آهنگساز) در 20:15 |  لینک ثابت